عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
114
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
اندازم . » ارباب حقايق اين آيت را تفسيرى ديگر كردهاند و رمزى ديگر ديدهاند - گفتهاند - كه اين مثلهاست كه اللَّه زد درين آيت ، زمين مثل - تن - است و آسمان مثل عقل - و آب كه از آسمان فرو آيد مثل - علم - است كه بواسطهء عقل حاصل شود و ثمرات - مثل كردار نيكوست كه بنده كند بمقتضاى علم ، اشارت مىكند كه - اللَّه آن خداونديست كه شما را شخص و صورت و تن آفريد و آن تن بجمال عقل بياراست ، وانگه بواسطهء عقل علم داد و زيركى و دانش ، تا از آن علم ثمرهاى بزرگوار خاست ، آن ثمرتها كردار نيكوست كه غذاء جان شما و حياة طيّبة شما در آنست . آن خداوندى كه مهربانى وى و رحمت وى بر شما اينست چرا در عبادت وى شرك مىآريد و ديگرى را با وى انباز ميگيريد ؟ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ - مكنيد ، و با وى انباز مگيريد وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا - آية اول در اثبات توحيد حجت است بر مشركان عرب و اين در اثبات نبوّت حجت است بر اهل كتاب و ذمّت . و كلمهء شهادت مشتمل است بر هر دو طرف باثبات توحيد و اثبات نبوت ، تا بهر دو معترف و معتقد نشود و بر موجب هر دو عمل نكند بندهء در دايرهء اسلام در نيايد . و اثبات نبوت آنست كه مصطفى را صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گزيدهء حق و بهينهء خلق دانى ، و نبوت و رسالت وى بجان و دل قبول كنى ، و گفتار و كردار و سنن و سير وى پيشرو و رهبر خود گيرى - و بحقيقت دانى كه قول او وحى حق است و بيان او راه حق است و حكم او دين حق است ، و نفس و بلاغ او در حال حياة و ممات حجت حقّ است . آدم هنوز در پردهء آب و گل بود كه سرّ فطرت محمد بر درگاه عزت كمر بسته بود - و نظر لطف حق بجان وى پيوسته . و هو المشار اليه بقوله صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم : « كنت نبيا و آدم بين الماء و الطّين » . فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ نشر بساط عزت قرآنست از طى قدس خويش تا نامحرم را دست رد به سينه باز نهد و سوختهء عشق را نقاب جمال فرو گشايد . ببينى بىنقاب آن گه جمال چهرهء قرآن * چو قرآن روى بنمايد زبان ذكر گويا كن وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا - اين آيت نواخت دوستانست و اميد دادن ايشان بناز و نعيم جاودان ، و ترغيب مؤمنان و حث ايشان بر طاعت و طلب زيادت نعمت . و آيت